به وقت زندگی

این زندگی تازه و آرام

103. فرصت

گاهی مثل امروز اول وقت دچار طیش قلب می شم و در لحظه حالم دگرگون میشه و ناگهان اضطراب آوار میشه روی تمام وجودم. این روزها که قرضها کمکم کردن میبینم من 5 سال گذشته اصلا زندگی نکردم. فقط تلاش کردم زیر آوار اون همه درد و رنج درونی له نشم. فقط دست و پا زدم. خیلی وقتا کم آوردم. یک گوشه تو تنهایی هام چمباتمه زدم. زانوهامو تو دلم گرفتم و به معنای واقعی زار زدم. امیدم رو ازدست دادم اما کمی که سبک تر شدم پاشدم.ناامیدی رو زدم کنار و دنبال روزنه نور گشتم.

وچقدر خوشبختم که دکتر جدید با داروهای تجویزی آرامش رو مهمون درونم کرد. واقعا تحمل همون میزان اضطراب کوتاه ناشی  از طپش قلب و آروم گرفتنش با پوکساید رو هم نداشتم. دکتر راست میگفت. اگر قراره ده سال با حال بد زندگی کنی، پنج سال با حال خوب رندگی کن و من از آقای مقدم یاد گرفتم قوی تر از نیروی ذهن ما توی دنیا وجود نداره. پس باید حالا که این آرامش و فرصت رو دارم که باورهای قشنگ توی ذهنم بکارم باید این کار رو انجام بدم. با دل و جون آبیاری کنم و مرافبت کنم که تا زمان قطع داروها درختانی تنومند شده باشند که چه دارو باشد چه نباشد آنها تا آخرین لحظه در وجودم قلیان کنند.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تازگی اینجا نیاز روح من است
.
.
.

به قول ماه کوچکم "قدرت جادویی، درونتِ"


من در بلاگ اسکای

https://life-time.blogsky.com/
Designed By Erfan Powered by Bayan