به وقت زندگی

این زندگی تازه و آرام

82: کم آوردم

حالم افتضاحه

اگر دیازپوکساید نبود قطعا پنیک میشدم فجیع چون دیشب و امروز قبل از ساعت همیشگی مجبور شدم بخورمش از شدت اضطراب

مثل سگ ترسیدم از اینکه این وضع تموم نشه

از اینکه از ظاهرم، کلِ درونم آشکار هست حالم بهم میخوره

از اینکه همه و همه مسئولیت ماه با منِ و من نمیتونم یه بخشی از اون کارایی که باید رو براش انجام بدم و راحت و آزاد برش دارم ببرم بیرون متاسفم

از اینکه شک میکنم دلم میخواد بالا بیارم

از اینکه از یک آدم به شدت مستقل و توانمند تبدیل شدم به یه آدم وابسته، ترسو و ناتوان متنفرم

از اینکه مامان یا خواهرک نیستند که کنارم باشن تا من با تکیه به اونها با ترسهام روبرو بشم پر از حسرتم

از  اینکه نمی تونم این دوران رو اصفهان و نزدیک خانوادم سپری کنم البته نه تو خونه اونا متاسفم

از اینکه به خاطر درونیات خودم نمیتونم با هیچی پاشم با ماهک برم اصفهان میخوام همه اون درونیات رو بالا بیارم 

از اینکه خونه جمع نمیشه متنفرم

از اینکه من تنها کسی هستم که ماهک میتونه براش حرف بزنه و من یه وقتایی واقعا اینقدر در درونم درگیرم که حوصله شنیدنش رو ندارم خجالت میکشم

از اینکه همسر سر یک موضوع خیلی مهم از من ناراضی هست و من بعد این همه سال نتونستم قضیه رو مدیریت کنم متنفرم و عذاب میکشم

از اینکه با وجود تلاشهام فکرای عوضیِ جدید میاد تو سرم و گاهی مجبورم میکنه بهشون عمل کنم متنفرم

از اینکه ...

از خیلی چیزا حالم داره به هم میخوره

از خیلی چیزا خسته ام

احساس ناتوانی دارم

ترسیدم، خسته ام و ناامید

دلم میخواد از دست فکرها و احساساتم فرار کنم

افسوس که راه گریزی از خودم نیست

 

حال بد مال همه هست فقط تو نیستس

همه مامانها خسته می شن و کم میارن پس انقدر دوست منو دعوا نکن

این حالتها خیلی زودتر از اونی که فکر کنی تموم می شن قشنگم، ارام باش فقط 

به خدا اگر راه نزدیک بود و چند روز یک بار یکی دو ساعتی پیش مامانم بود خیلی خوب بود
فکر اینکه مراقب همه چیزش باید باشم و نمیتونم اذیت کنندست
خدا از زبونت بشنوه دوست قشنگم :)

اگر همه چیز خوب و باسرعت پیش بره باید شک کنی!!

این بالا و پایین ها طبیعی هست و یعنی تو مسیر درستی رو داری دنبال میکنی!

:) مامان صبای مهربون
مرسی از امیدواریت

سلام 

غزل جون این روزا هم‌ میگذره، و بهتر میشی. امیدوارم زووودتر بگذره برات.

برای مرتب بودن خونه یه بار یه جایی خوندم هر روز یک ساعت برای مرتب کردن خوپه وقت بذارین. و وقتی بهش عمل بکنم معمولا مرتب میمونه.

یه بار که خونه رو مرتب کردی و خودت راضی بودی.. از فرداش به جز آشپزی و.. یک ساعت فقط برای مرتب کردن خونه وقت بذار.. هر روز همون کاری که احتیاج‌داره.. یه روز جارو یه روز سرویسا.. یه روز جمع‌وجور.. یه روز گردگیری و هر چیزی که لازمه.. معمولا مرتب میموند خونه.. (الان یه نی نی نوپا دارم که من جمع میکنم و اون پشت سرم میریزه)و اینکه سعی کنی هرچیزی رو هرچقدرم سخت همون موقع بذاری سر جاش.. این برای من سخت بود:) اما هی به خودم میگفتم الان پو دیقه‌ای جمع میشه بعدن رو هم جمع میشه و صد سال طول میکشه..

در کل ولی مرگ بر کارای خونه

 

 

سلام هد هد عزیز
بله میگذره. من روزای بدتر از اینو پشت سر گذاشتم قطعا این روزام تموم میشه و یه روزی آزاد و رها  لذت میبرم که تمام شده همونطور که الان برای گذشته به خودم افتخار میکنم
ببین ماه هم که بریز بپاش خیلی داره
بعد هی میخواد باهاش بازی کنم 
امروز تا نزدیک 3 وقتم مال ماه بود
بعد هم تا سشوار بزنم موهای خیسمو یک آرایش کنم و چایی بزارم باباش رسید
یک ساعتی هم در کل روز جمع کردم سر جمع جارو زدم. سرویس رو شستم. بعضی ریخت و پاش ها رو جمع کردم. لباس شستم و جمع کردم
یعنی هر روز میکنم 
ولی فعلا که همچنان نظم نیست
دلم یک عالم کابینت میخواد کابینت هام خیلی کمه

غزل کاش بری اصفهان 😔 چقدر رفتن به اصفهان و جنگیدن با این درونیات کمکت میکنه. چقدر بودن کنار مادر و خواهرت کمک کننده س.

رها من میخوام طولانی باشه اون زمان ولی نه تو خونه مامان اینا فقط نزدیکشون باشم و بدونم هر وقت بخوام در دسترس اند
و این امکانش نیست
من جر خونه اونا جایی رو ندارم تو اصفهان که برم
باید شرایطمو بپذیرم و دوباره ادامه بدم

هیچ حالی دائمی نیست نه غم زیاد نه شادی

نگران نباشید انشاءالله میگذره ❤️

امیدوارم هر چه زودتر از روزای بد عبور کنید

امیدوارم  خیلی سریع بگذره و آرامش بیاد

غزل جان امیدوارم سریع تموم بشه این روزها .

 

مرسی رویا
دلم میخواست اینا همش یه کابوس باشه و بیدار شم ببینم همه چیز نرمال و عادیه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تازگی اینجا نیاز روح من است
.
.
.

به قول ماه کوچکم "قدرت جادویی، درونتِ"


من در بلاگ اسکای

https://life-time.blogsky.com/
Designed By Erfan Powered by Bayan