در طول سالها و خصوصا درمانهای روانپزشکی شاهد بوده ام که بسیاری از افراد احساس می کنند که بازنده اند. آنها احساس می کنند به هدفی که در نظرشان آنها را به موفقیت می رساند نرسیده اند. شاید هدفشان یک هدف مالی بوده یا فرار از یک کمبود یا جذب تایید خانواده، خوابی در کودکی یا هرچیزی دیگری که به آن نرسیده اند. من همچنین بسیاری از سران تجارت و سازماندهی، بازیگران زن و مرد؛ مشاهیر ورزشی و افرادی از این قبیل را درمان کرده ام که خیلی ها ممکن است فکر کنند که آنها به همه اهدافشان رسیده اند. در حالیکه خود آنها احساس شکست نارضایتی و اندوه داشته اند. این همه ناخوشنودی ناشی از القای معیارهای ذهنی و غیر واقعی از موفقیت توسط والدین، جامعه و فرهنگ است. ما روح هستیم. آدم آهنی یا ربات نیستیم. ما به اینجا آمده ایم تا محبت همدلی، مهربانی و عدم خشونت را یاد بگیریم. موفقیت را باید با این کیفیتها اندازه گیری کرد. آیا فهمیم تر و دلسوزتر شده ایم؟ اگر شده ایم پس موفق هستیم. روح وابسته به این آموزشهاست زیرا که این آموزش ها حقایق معنوی هستند. در مورد آن دسته از مراجعینم که از لحاظ حرفه ای به اوج رسیده اند اما همچنان احساس ناخشنودی می کنند، کارمان را با تمرکز روی ارزش واقعی انسان بهتر و مهربانتر بودن شروع می کنیم. آنوقت دیدگاهشان شروع به بهبود کرده. هیچ که نه، علت بودنشان روی زمین، همین است. هدف ما در زندگی، نویسنده پر فروش ترین کتابها شدن یا ستاره شدن نیست. هدف ما مهربانتر شدن و دلسوزتر شدن. از موفقیت می شود برای پیشرفت در مسیر معنوی و رسیدن به بسیاری از انسانها استفاده کرد ولی آنها فقط یکی از ابزارهای ممکن هستند، نه پایان راه. هدف اصلی کمک کردن به دیگران است و اگر شما کمک به دیگران را هدف اصلی خود قرار دهید، ممکن است سرانجام نویسنده پرفروش ترین کتابها بشوید. ممکن هم هست که نشوید. این مهم نیست. کافیست چشم دلتان را باز کنید. باقی چیرها درست خواهند شد. از پول می شود استفاده عالی و خیرخواهانه کرد اما ما از طریق روابط درسها را یاد میگیریم نه از طریق اشیا. پس از مرگ جسم، جهانِ دیگر مکان انرژی ها و آگاهی های متعالی تر است. آنچه همیشه باقی می ماند دل مهربان است و هرگاه صاحب چنین چیزی بشوید هرگز از دستش نخواهید داد
دکتر وایس
- يكشنبه ۲۴ مرداد ۰۰
- ادامه مطلب